یکی دو ماهیه ، خیلی هوس پدر شدن کردم و بهش فکر می کنم!
جالبه که اتفاقات دور و برم هم خیلی روی این هوس تأثیر گذاشتن و تحریکش کردن!
محبت های پدر و فرزندی
مدیریت زندگی
حس مسئولیت
حس نگرانی برای قسمتی از وجودت…
ولی! از اونجایی که قصد و شرایط ازدواج رو به این زودی ها ندارم ، پس خفه میشم!
و با معذرت و تشکراز افشین و کلیه دوستانی که با بچه مخالفن!!!
آوریل 21, 2010 در 2:48 ب.ظ.
خوب ربطی به پستت نداره. تو وردپرس هم که نمیشه کامنت خصوصی داد. همینجوری فقط خواستم بگم میخونیمت رفیق ولی حالو حوصله نوشتن نداریم( لبخند) ( در مورد پستات منظورم بود. حالا نه اینکه بخوام بگه چقدم نظر ما مهمه! کلا میخواستم بگم حرف بود در موردش اما این انگشته یاری نکرد. مخصوصا لااقل از مامانت که میخواستم بپرسم لااقل) کلا هواتو داریم. شما بنویس میخونیمت. حسه دیگه. چمیدونم بیخیال.
آوریل 21, 2010 در 3:08 ب.ظ.
مرسی می خونی…
ولی چی؟
و اینکه… تو فرند فید هم هستی… نه؟
آوریل 23, 2010 در 3:59 ب.ظ.
ولی هیچی..
نه نیستم.
مه 12, 2010 در 1:42 ق.ظ.
من جواب كامنتتو دادم تو ديدييش ?
مه 12, 2010 در 2:32 ق.ظ.
مرسی